پیشامده پیش میاد
گاه با خودم در مورد نحوه قضاوت آدمها در مورد هر چیزی فکر میکنم و بیشتر مواقع هم به این نتیجه میرسم که متاسفانه این قضاوتها آدمها، اتفاقات، روابط و ... را به دو گروه سیاه و سفید تقسیمبندی میکنند و بهندرت به مرزی به نام خاکستری هم فکر میکنند.
حتماً زیاد شنیدهاید که میگویند آدمهای فلان شهر دست و دلبازند، خسیساند، خوباند، بدند و ... در حالیکه میدانیم صرف اهلیت یک فرد نمیتواند تأثیر آنچنانی در فرهنگ و خصوصیات اخلاقی او داشته باشد.
همین مساله در مورد هنر هم صدق میکند. نمونهاش همین قضایای سیاسی مربوط به هنرمندان آواز ایرانی شجریان و افتخاری. شجریانی که تا قبل از سال 88 و اختلافاتش با صدا و سیما از همان رسانه بهعنوان استاد خطاب میشد نه تنها از درجه استادی ساقط شد!! که حتی نامش هم حکم تابو را پیدا کرده و بهکرات پیش آمده که مهمان یکی از همان برنامههای بیرنگ و بیبو و خاصیت در پاسخ اینکه صدای کدام خواننده ایرانی را دوست دارید اگر مهمان مذکور دچار خودسانسوری نشده و نامی هم از شجریان آورده باشد آن لحظه البته با سکوت و یا حذف مواجه شده است.
بگذریم. حدود دو هفته پیش مجری پخش رادیو پیام در قسمت «تکنوازان» قطعهای را در مایه افشاری معرفی کرد که پشتبندش برنامهای در دستگاه نوا با صدای شجریان پخش شد. تازه داشتم فکر میکردم که چه اتفاقی افتاده که صدای شجریان از رادیو پخش میشود که خانم مجری برنامه را قطع و اعلام کرد که ظاهراً در پخش برنامه مشکلی پیش آمده و توجه ما را به قطعه افشاری جلب کرد!